السيد محمد حسين الطهراني

64

معاد شناسى (فارسى)

عليه و آله و سلّم آمد و دست او را گرفت و به بقيع آورد ؛ تا اينكه كنار قبرى رسيدند و جبرائيل صاحب آن قبر را صدا زد و گفت : به اذن خدا برخيز ! مردى كه موهاى سر و صورتش سفيد بود از ميان قبر برخاست و خاك را با دست خود از چهرهء خود پاك ميكرد ، و مىگفت : الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ . جبرائيل به او گفت : به اذن خدا دو مرتبه در قبر باز گرد ! و سپس به كنار قبرى ديگر آمدند و جبرائيل صاحبش را ندا در داد : به اذن خدا برخيز ! از ميان قبر مردى با چهره و سيماى سياه برخاست و مىگفت : يَا حَسْرَتَاهُ ! يَا ثُبُورَاهُ ! و سپس جبرائيل به او گفت : باز گرد به مكانى كه بودى به اذن خدا . و پس از آن گفت : اى محمّد ! اين قِسم مردگان در روز قيامت محشور ميشوند . مؤمنان ميگويند : الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ . و دستهء ديگر ميگويند : يَا حَسْرَتَاهُ ، يَا ثُبُورَاهُ . « 1 » در اين روايت باز مىبينيم كه عنوان باران و چهل روز ، آمده است . أمثال اين روايات با أمثال اين تعابير بسيار است ؛ و ما از جهت

--> ( 1 ) « تفسير قمّى » طبع سنگى ، ص 581 ، و از طبع حروفى نجف ج 2 ، ص 253